تبلیغات
روزی...روزگاری...امروز - بزرگترین اشتباهات تاریخ
 
روزی...روزگاری...امروز
با خنده از دنیا انتقام بگیر ،رفیق ... ☀ ☁ ☂ ☃
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اولدوز زمردی
نویسندگان
نظرسنجی
کدام یک از موضوعات وبلاگ را بیشتر دوست دارین؟







جمعه 27 آبان 1390 :: نویسنده : اولدوز زمردی

بزرگترین اشتباهات تاریخ

نانوایی که لندن را به آتش کشاند

در شب 2 سپتامبر سال 1666 میلادی جان فارینور نانوای چرلز دوم بعد از گذارندن روزی طولانی به خانه اش در طبقه ی بالای نانوایی رفت اما وی تنور را درست خاموش نکرده بود واین کار مو جب آتش سوزی عظیم لندن شد آتش سوزی به سرعت در خیابان پادینگ لین در نزدیكی پل لندن گسترش می یابد. خانه ها كه با چوب های رزین دار ساخته شده بودند ، موجب افزایش دامنه آتش سوزی می شوند پیپس در بعد از ظهر خبر را به دربار رساند و تا اون موقع

 

هیچکس به شاه خبر را نرسانده بود چون آتش سوزی در این محله عای بود وشخص مهمی در آن زندگی نمیکرد بلادورث موضوع را چندان مهم تلقی نمی كند و دلیلی نمی بیند وضعیت فوق العاده اعلام كرده و تقاضای نیروهای امدادی بیشتری نماید بنابراین محل را ترك نموده و امدادگران به تلاش خود ادامه می دهند اما دامنه آتش به انبارهای كتان و رزین خیابان تایمز استریت در حاشیه رودخانه تایمز گسترش می یابد با آتش گرفتن انبارها ، حریق غیرقابل مهار شده و سراسر منطقه حاشیه رودخانه تایمز را در برمی گیرد از امدادگران هیچ كاری ساخته نبود. چارلز دوم پادشاه انگلستان با سربازان ارتش به كمك امدادگران می شتابد سربازان كوچه به كوچه ، خانه ها را منفجر می كردند تا بهتر بتوان از گسترش آتش جلوگیری كرده و آن را خاموش كنند. آتش سوزی تا چها رشنبه تقریبا مهار شد ولی هفته ها لندن بدون آتش سوخت.6 ماه بعد زیرزمینها همچنان می سوختند در این آتش سوزی ده هزار خانه و 100 كلیسا طعمه شعله های آتش می شوند كلیسای جامع سن پل كه پایه های آن سوخته بود زیر فشار وزن گنبدش فرو می ریزد در این آتش سوزی حدود 100000 نفر بی خانمان می شوند و بخش اعظم شهر از بین می رود كه باید دوباره بازسازی شود نکته جالب اینکه فقط 8 نفر کشته شدند چون مردم فرصت فرار داشتند اما لندن در آن دوره از این اقبال برخوردار بود كه پادشاهی انگلستان به لطف رونق تجارت دریایی ثروتمند بود. بازسازی شهر به سرعت و به شیوه فوق العاده ای انجام می شود. در آن زمان انگلستان تنها كشور سلطنتی اروپایی بود كه در راه دمكراسی گام برمی داشت و پادشاه باید نظر عمومی مردم را در نظر می گرفت چارلز دوم مسوولیت بازسازی لندن را به سر كریستوفر ورن آرشیتكت مشهور آن روزگار محول می كند و از او می خواهد كلیسای جامع سن پل را دوباره بنا كرده و در خیابان پودینگ لین نقطه آغاز این آتش سوزی یك ستون را به عنوان بنای یادبود احداث كند 

بیماری که 40 سال در بستر ماند به خاطر سرماخورگی!

دکتر محلی لز خانم 74 ساله ای که به علت بیماری بستری شده بود عیادت کرد.او متوجه شد دکتری که قبل از وی دکتر آن خانمبوده به وی دستور داده که به علت ابتلا به سرماخوردگی در بستر خود بماندوبه او گفته بود تا زمانی که خودش برنگشته است در بستر بماند.و دکتر فراموش کرد بگردد!

در عرض چند روز حال آن خانم مجرد 34 ساله خوب شد.ولی او در رختخواب خود باقی ماندو منتظر عیادت دکترش شد چند هفته گذش ولی خبری از دکتر نشد.تا این زمان بیمار متوجه شد در رختخواب ماندن بسیار لذت بخش است و حاضر نشد از جایش تکان بخورد.از آن به بعد اعضای خانواده از او مراقبت کردند زمانی دکتر محلی او را دید حتی اگر میخواست هم نمیتوانست از تخت پایین بیاید او به شدت چاق شده بود. دکتر این مسئله را به مجلات پزشکی انگلستان گزارش داد ولی اسم زن را فاش نکرد. چند ماه طول کشید تا سرانجام اون خانم با تشویق از بستر خود خارج شودو او با خوشحالی 3 سال پر از فعالیت را قبل از مرگش در 77 سالگی روی پای خود ایستاد. 

 

 

قوانین احمقانه ی جهان (که اغلب اجرا نمیشود ولی دانستنش خالی از لطف نیست)

این قوانین به علت فراموشکاری قانون گذاران باقی ماند یا اگر هم حذف شده روزگاری وجود داشته بعضیاش باور نکردنیهکسی که در گرینی نیویورک بادام زمینی بخورد و در کنسرت عقب عقب را برود با خطر اعدام روبروست  حمل لوازم ماهیگیری در گورستانی در مانسی در ایالت ایندیانا غیر قانونی است در ممفیس تنسی یک زن در صورتی میتواند رانندگی کند که مردی با در دست گرفتن پرچمی قرمز جلوی ماشینش راه برورد در اوکلاهاما گرفتن ماهی در مستی غیر قانونی است در کرک لند قانون پرواز زنبورهابر فراز شهر را منع میکند در پنسیلویا قنادیها نباید نان شیرینی گردو حلقه ای بفروشند در لکسینگتن در کنتاکی گذاشتن قیف ستنی در جیب ممنوع است در اورگان به دختران حق قهوه خوردن در بعد از ظهر داده نمیشود در ماساچوست فروختن قهوه به کودکان ممنوع است در واترلو سلمانی ها مجاز نیستند از ساعت 7 صبح تا 7 بعد از ظهر پیاز بخورند. و احمقانه ترین برای پرداخت نکردن حقوق یکشنبه ی پلیس ها و آتش نشان ها متخصصین حقوق کار تصمیم گرفتند یکشنیه را حذف کنند 

 

 

سوتی های کارتر 

 

زمانی که جیمی کارتر به هندوستان سفر کرده بود، بعد ملاقات طولانی با میزبانش نخست وزیر «مورارجی دسای» ، دو مرد به نزد خبرنگاران آمدند و با لبخند اظهار داشتند که گفتگوها بسیار دوستانه بوده.


در حقیقت، دو رهبر با عصبانیت بر سر طرح های آمریکا برای کمک اتمی به شبه قاره هند توافق کرده بودند و بعد از آن کارتر مطالب غیر دوستانه ای درباره ی دسای به وزیر امور خارجه خود «سایروس ونس» که کنارش ایستاده بود گفت و کارتر فراموش کرده بود هر کلمه ای که بر زبان می آورد، خبرنگارانی که دعوت شده بودند ضبط می کنند.

 

آنها این نوار را برای گروهی خبرنگار پخش کرده و آنها با ناباوری به آن گوش دادند، آنها صدای رئیس جمهور کارتر را شنیدند که نجوا می کرد، رهبر هند را زیاد تحت تأثیر قرار نداده است و وی همچنین گفته بود: «فکر می کنم برگشتیم باید نامه ی دیگری برای رهبر هند بنویسیم-نامه ای سرد و بی پرده».

 

آشکارترین اشتباه سیاسی فقط چند روز زودتر از این حادثه، زمانی که رئیس جمهور کارتر به لهستان سفرکرده بود اتفاق افتاد.

 

کارتر از جت خود در فرودگاه ورشو پیاده شد و برای جمعیت استقبال کننده که متشکل از 500 نفر از افراد برجسته و مقام های لهستانی بودند سخنرانی کرد. سخنرانی رئیس جمهور آمریکا که به زبان انگلیسی ادا می شد به اندازه کافی دوستانه بود ولی زمانی که مترجمش این سخنرانی را برای جمعیت ترجمه کرد آنها ابتدا شگفت زده شده و سپس احساس کردند مورد توهین قرار گرفته اند و در آخر خشمناک شدند.

 

زیرا مترجم وزارت خارجه آمریکا به زبان لهستانی قدیم و پر از اشتباه های دستوری که از کلمات روسی هم در آن استفاده می کرد، صحبت می کرد. همچنین او سخنان گرم و پر از تملق کارتر را چنان ترجمه کرد که گویا این سخنرانی یک هیجان سکسی است.

 

کارتر سخنان خود را با این جمله آغاز کرد: «زمانیکه از آمریکا خارج شدم …»

 

مترجم اینگونه ترجمه کرد: «زمانی که آمریکا را رها کردم» و سپس به نقل از رهبر خود گفت که قانون اساسی «موضوع مسخره» است. جمله رئیس جمهور آمریکا به مضمون «ملت ما بنا شده است» به صورت «ملت ما بافته شده بود…» ترجمه شد.

 

کارتر به لهستانی ها گفت: «من امیدهای شما را برای آینده درک می کنم» مترجم به حضار گفت: «من شهوت شما را برای آینده می دانم».

 

ضربه ی نهایی زمانی زده شد که کارتر این جمله را گفت: «من اینجا آمده ام تا عقاید شما را بدانم و آرزوهای شما را برای آینده به فهمم» به این صورت ترجمه شد: «من لهستانی ها را با شهوت می خواهم».

 

وقتی رئیس جمهور آمریکا صحبت می کرد لهستانی ها با خشم صحبت می کردند، می خندیدند و یا سرهای خود را تکان می دادند، در این میان ظاهراً کار سیاسی بسیار خوب یک مترجم به پایان خود رسیده بود.


این خیلی باحایه 

مقامات ونیز تصمیم گرفتند بخشی مخصوص به زنان در اداره پلیس شهر تاسیس کنند و 60 نفر دختر پلیس را به عضویت بپذیرند.آنها خوابگاهی را در بزرگترین پادگاه پلیس به این دختران اختصاص دادند کار آموزان مرد هم در همان ساختمان ولی در طبقات دیگر اقامت داشتند.ولی بعد از اینکه معلوم شد 36 نفر از این دختر ها که همه مجرد و 19 تا 25 ساله بودند حامله شده اند این ایده بر هم زده شد.

 

 

 

کالوین کولیج بعد از انتخاب شدن به عنوان رئس جمهور دوستانش را به مهمیمانی در کاخ سفید دریافت کرد مهمانان کهدر چنین محیط با شکوهی خود را گو کرده بودند تمام حرکات کولیج را تقلید میکردند .زمانی که رئیس جمهور نیمی از قهوه خود را در نلبعکی ریخت آنها همین کار را کردند.رئس جمهور در آن خامه و شکر ریخت و آنها همین کار را کردند سپس رئیس جمهور نلبعکی را برای گربه اش روی زمین گذاشت

 

حالا 10 - 20 نفر با نلبعکی خود چه کنند؟

 

انسان گوریل نما یک دورغ یا بهتر بگم یه کلاه برداری بود!

 

بزرگترین اشتباه در علم باستانشناسی این بود که مدت های طولانی، باستانشناسان، انسان پیلتداون«Piltdown Man» را که گوریل تکامل یافته بود، به عنوان حلقه ی نامعلوم تکامل انسان پذیرفته بودند.

 

در سال 1912 چارلز داوسن «Charles Dawson»، وکیل و زمین شناس آماتور، بقایای جمجمه ای را در گودالی در نزدیکی پیلتداون در ساسکس پیدا کرد. وی آن را برای دکتر آرتور وودوارد از موزه انگلیس و یکی از برجسته ترین متخصصین تاریخ بشر فرستاد. این دو، حفاری در آن گودال را ادامه دادند تا اینکه مقدار قابل توجهی دندان، استخوان و ابزار ماقبل تاریخ کشف کردند.

وودوارد آن یافته ها را کنار هم گذاشت و اعلام کرد آنچه از زیر خاک در آورده بودند، جمجمه ی موجودی است نیمه انسان-نیمه گوریل، که 500000 سال قبل می زیسته است. اگر چه آن جمجمه متعلق به یک زن بود، آن را رسما اونتروپوس داوسنی (Eoanthropus Dawsoni) «بشر اولیه داوسنی» نام نهادند، این کشف به عنوان اولین دلیل قاطع برای نظریه ی بحث برانگیز تکامل چارلز داروین اعلام شده و در نتیجه داوسن در سراسر دنیا معروف شد.

 

داوسن حفاری خود در منطقه پیلتداون را ادامه داد و در عرض چند سال تکه های جمجمه ای دیگر را پیدا کرده و آنها را به هم متصل نمود. زمانیکه داوسن در سن 52 سالگی در سال 1916 درگذشت، این اکشاف پایان یافت، دیگران به جستجو ادامه دادند ولی چیزی پیدا نکردند. بعدها معلوم شد که این مساله زیاد هم عجیب نیست زیرا انسان پیلتداون تقلبی بود.

 

در حقیقت جمجمه متعلق به یک انسان بود ولی آرواره و دندان ها به یک اورانگ اوتان تعلق داشتند. دندان ها را سوهان زده و به شکل دندان انسان در آورده بودند. سپس جمجمه را قبل از شکستن و دفن کردن در گودال، آنرا با مهارت رنگ زده بودند تا به نظر کهنه برسد.

 

این نیرنگ تا سال 1953 آشکار نشد، دانشمندان توانستند با استفاده از نیمه عمر کربن و آزمایش عمر که به تازگی ابداع شده بود این مساله را بفهمند.


اگر چه هنوز کسی این راز را کشف نکرده ولی اولین فرد مشـــکوک در این رابطه همیشه داوسن بوده است چرا که وی به دنبال کسـب موفقیت علمی بود و حتی یک بار فــــردی بدون اطلاع وارد آزمایـشــــگاه او شد و وی را سرگرم آزمایشی سخت دید رنگ زدن استخوان ها.

 

اینو اسم مكاناش یادم نیست ولی جالب

زنی از رابطه ی شوهرش با یك مرد دیگر با خبر شد و شكست روحی خورد

او تصمیم به خودكشی گرفت پس پنجره رو باز كرد و مخواست بپرد رو آسفالت و در این هنگام شوهرش به خانه میامد او روی شوهرش افتاد خود زنده ماند ولی شوهرش مرد

سلام نماد استرالیا و سیدنی که یادتون هست

اگه دوس دارین بدونین این ساخت ایم سالن چه بلایی سر استرالییا یه ها آورده و چه خونو دل هایی!خوردن این مطبو بخونین

هزینه های ساخت سالن اپرای سیدنی

سالن اپرای سیدنی (Sydney) در استرالیا بسیار پر اهمیت است. این سالن عمارتی زیبا، بلند و صدف مانند است که روی پیش رفتگی ای در آب قرار دارد و با بندر با شکوه شهر بسیار هماهنگی داردطرفداران این سالن عقیده دارند که این بنا ارزش خرج هر پنی از 5 میلیون پوندی را که هزینه ی تخمینی ساخت آن بود را دارد. اما اینان تخمین قیمت را کمی پایین تر از هزینه واقعی آن می گویند، هزینه واقعی آن 55 میلیون پوند (امروز هر پوند کم و بیش 1800 تومان است) بود. زیرا سالن اپرای سیدنی نه تنها بزرگترین ساختمان مدرن در دنیا است بلکه ساختن آن گرانترین، دشوارترین کار از آب در آمد.طراحی این سالن با کشیدن طرح های ناهماهنگ آغاز شد، این طرح ها را «جورن اوتزون» آرشیتکت دانمارکی در اوریل دهه ی 1950 کشید. او در حالیکه به قصر السینور، محلی که فیلم «هاملت» در آنجا تهیه می شد، خیره شده بود به این ایده دســت یافت. اوتزون طرح های خود را زمانی ارائه داد که دولت «نیو ولز جنوبی» مســابقه ای بین المللی برای بهترین طرح به منظور ارائه پرستیژ فرهنگی برگزار کرد. او در این مسابقه پیروز شد و به استرالیا رفت تا کار خود را شروع کند. این کار سرانجام در مارس 1959 آغاز شد. مدت زیادی نگذشت که ارشیتکت دانمارکی«اوتزون» فهمید، ایده ی وی در عین اینکه بسیار عالی است، عملی نیست چرا که این آرشیتکت برای شروع کار برنامه ریزی کرده بود از بتون محکم ده صدف بزرگ برای سقف بسازد ولی از آنجاییکه ارتفاع آنها بیش از 200 پا (هر پا 32 سانتی متر است) بود، صدف ها را می بایست با طاق های بسیار محکم تقویت کنند. طراحی مجدد سقف باعث شد که سنگین ترین سقف در دنیا ساخته شود، وزن آن بدون در نظر گرفتن یک میلیون سفال که روی آن قرار می گرفت 26000 تن بود. همانطور که هزینه ها بالا می رفت، فشار خون رهبران نیو ولز جنوبی نیز بالا می رفت، آنها قرعه کشی های زیادی با جایزه های بسیار نفیس ترتیب دادند تا بدین وسیله بتوانند صورت حساب های صدف سفید خود را بپردازند. طرح ها طوری بود که محل تماشاچیان از نظر اندازه و تعداد صندلی ها با سالن های اپرای دیگر تفاوت داشت. در این بنا دیوارهای زیادی ساخته و سپس خراب شد تا کارگران بتوانند وسایل خود را از یک قسمت ساختمان به قسمت دیگر آن ببرند. به «دیوید هیو» وزیر کار وقت دستور داده شد تا تمام وقت خود را صرف پروژه ی سالن اپرا نماید. وی و آرشیتکت به سختی و در ملاء عام با هم مشاجره کردند. اوتزون در برابر تغییراتی که هیو به اصرار می خواست انجام دهد، مقاومت می کرد و ادعا داشت که وزیر، کاری را که تقریبا تمام شده است خراب می کند. وی اظهار داشت که هیو بیش از 15 میلیون پوند را حیف و میل کرده است و با خراب کردن و دوباره ساختن بخش هایی از بنا 2 یا 3 سال کار را عقب انداخته است. هیو در پاسخ می گفت که اوتزون ساختمان را به صورت یک سمفونی توصیف کرده و اگر او کار خودش را کرده بود این بنا به صورت یک سمفونی ناتمام باقی می ماند. 

در سال 1966 اوتزون از استرالیا رفت، او شکایت کرد که مسئول هیچیک از محاسبه های اولیه که پروژه بر اساس آنها آغاز شده نیست و اظهار داشت که این محاسبه هاهمیشه غیر واقعی بوده اند.

گروهی از مهندسان استرالیایی پروژه را ادامه دادند. آنها می بایست با مشکلات داخل ساختمان دست به گریبان شوند. مساحت داخل بنا چهار و نیم هکتار بود که می بایست یک سالن اپرا و باله، یک سالن کنسرت، یک سالن ضبط، یک سینما و رستوران های بزرگ و چندین دستشوئی را در خود جای دهد.

زمانی که به کمسیون پخش استرالیا اجازه داده شد تا بزرگترین سالن را که از ابتدا به اپرا اختصاص داده شده بود اداره کند، سرنوشت سالن اپرا مشخص شد. بنابراین برنامه های اپرا و باله در سالن کوچکتری که فقط گنجایش 1500 نفر را داشت به اجرا در می آمدند. همانطور که تاریخ افتتاح نزدیک می شد، مشکلات بیشتری پیش می آمد. اصلا برای پارکینگ فکری نشده بود و دیگر زمان درست کردن پارکینگ دیر شده بود. طرح ها برای ساختن یک پارکینگ زیر زمینی زیر پارکی عمومی نزدیک ساختمان کنار گذاشته شد، زیرا کارگران قبول نکردند 2 درخت قدیمی را که در طرف تاریخی پارک قرار داشت قطع کنند، جایی که اولین رقص بومی، بومیان برای مهاجرین انگلیسی در سال 1811 اجرا شده بود. از آنجاییکه اعضای ارکستر سمفونیک سیدنی جایی برای پارک اتومبیل شان نداشتند، تهدید کردند که برنامه ی خود را اجرا نخواهند کرد چرا که دوست ندارند آلات موسیقی خود را شب در خیابان ها حمل کنند در حالیکه لباس شب پوشیده اند.

 

آنها همچنین گفتند که چگونه می شود انتظار داشت 75 نوازنده در مکانی بنشینند که فقط گنجایش 60 نوازنده را دارد.

 

شرکت باله اعتراض کرد که امکانات بیرون از صحنه بسیار خنده دار است. فقدان فضایی در کنار صحنه ی اپرا به این معنی بود که اگر یک بالرین می پرید، به دیواری آجری می خورد.

مدیران مطمئن نبودند که برنامه ها سر ساعت اجرا شوند. آنها می گفتند از آنجاییکه راه های ورودی هنوز تمام نشده اند، تماشاچیان دوراندیش که به جای ماشین خود با تاکسی آمده اند هرگز نخواهند توانست از دست اندازهای خیابان رد شوند و در حالیکه بعد از عبور از چاله ها با پای پیاده، گل آلود شده اند به اپرا خواهند رسید.

اکثر هنرمنــدان از نبود امکانات برای تمرین و فقدان اتاق های تعویض لباس شکایت می کردند، آنها حتی از توالت ها نیز شکایت کردند، بنا به گفته ی آنها، توالت ها یا کار نمی کردند و یا تا روی آن می نشسـتند واژگون می شدند. ولی آخرین تعمیرات هم صورت گرفت.ملکه در اکتبر 1973 سالن اپرای سیدنی را افتتاح کرد. دوستداران اپرا و کنسرت از سراسر استرالیا همراه با اشخاص برجسته و میهمانانی از سراسر دنیا دعوت شده بودند. مهمانان آن شب در حالی از تالار اپرا خارج می شدند که این ایده ی جنجال برانگیز را علی رغم تمام مشکلات سرانجام با موفقیت به اتمام رسیده بود ستایش می کردند و کاملا معلوم بود تحت تاثیر قرار گرفته اند. ولی در آن شب مهتابی و زیبا در سال 1973 یک صدا به گوش نرسید، دولت نیو ولز جنوبی برای نشان دادن حسن نیت خود، جورن اوتزون را هم دعوت کرده بود ولی او دعوت را نپذیرفت و در مراسم افتتاح آن شرکت نکرد. 

در سال 1983 داگلاس کاریگان خلبان در مهی غلیظ از نیویورک به طرف غرب به مقصد کالیفرنیا حرکت میکرد.

متاستفانه او در جهت اشتباه پرواز کرد و 28 ساعت در جهت شرق حرکت کرد او در ایرلند فرود آمد و لقب کاریگان گیج را کسب کرد.

یک بازیکن گلف در کالیفرنیا توپی زد که از پنجره هواپیمایی که در فرودگاه محلی فرود میامد وارد آن شد.توپ به سر خلبان خورد ولی هوتپیما سالم نشست.

این یکی باحال و غم انگیزه  

ویکتور گرانت باری خرید ماشین پول پس انداز میکرد ولی میخواست این مسئله را ناگهانی به همیرش اطلاع دهدو پولها در بقچه لباسهای کهنه مخفی کرده بود

وقتی رفتگرها آمدند او خانه نبود و همسرش بقچه را به آنها داد .

زمانی که گرانت با خبر شد با یک وسیله حفاری دو روز میان آشغاها را گشت ولی ناموفق بود

او شروع به پس انداز کرد ولی اینبار بانک را انتخاب کرد





نوع مطلب : ---» عكس پس زمینه موبایل، 
برچسب ها : اشتباهات تاریخی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:06 ق.ظ
Awesome! Its really remarkable paragraph, I have got much clear idea regarding from this article.
دوشنبه 5 تیر 1396 07:35 ق.ظ
These are actually fantastic ideas in concerning blogging.
You have touched some good points here. Any way keep up wrinting.
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 03:47 ق.ظ
Very energetic post, I loved that a lot. Will there be a part 2?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :